داستان Metal Gear Solid آنقدر غنی و جذاب است که انتخاب بهترین لحظات آن کاری دشوار و تقریباً غیرممکن به حساب می آید. با این حال، در این مقاله سعی کردهایم تعدادی از بهیادماندنیترین و هیجانانگیزترین لحظات این مجموعه افسانهای را به شما معرفی کنیم.

1. نبرد نهایی با Vamp
در Metal Gear Solid 4 مشخص میشود که Vamp نه خونآشام است و قدرتهای فراطبیعی ندارد و تمام توان او از طریق فناوری نانومکانیک تامین میشود. رایدن در نسخه دوم این مجموعه موفق به کشتن او نمیشود اما در Metal Gear Solid 4 شخصیت snake با تزریق ماده شیمیایی به او، سلطنت وحشت Vamp را به پایان میرساند. مرگ Vamp یکی از آرامشبخشترین و لذتبخشترین لحظات کل مجموعه Metal Gear Solid است.

2. دوئل با The End
The End، تک تیرانداز تیم کبرا، در جنگل منتظر Snake است تا او را بکشد. این مبارزه بدون شک بهترین نبرد تن به تن کل مجموعه است؛ دوئلی بین Snake و یک تک تیرانداز پیر که میتواند چند دقیقه یا حتی یک ساعت طول بکشد.
بازیکن باید با احتیاط در جنگل حرکت کند و به دنبال صدای The End باشد. حتی صدای نفس کشیدن او میتواند محلش را لو دهد. این جستجوی نفسگیر و پر از تنش برای یافتن The End، پر از نگرانی و استرس است. در هر لحظه ممکن است از هر طرف به سمت Snake تیراندازی شود.

3. نبرد نهایی با The Boss در Metal Gear Solid 3
فرستادن The Boss، مادر، مربی و سرباز Snake به اعماق تاریکی، یکی از دردناکترین لحظات کل مجموعه است.
نبرد نهایی Snake با The Boss به اندازه شخصیت او پیچیده است. از مبارزه تا لحظه مرگ، همه چیز در دشتی پر از گلهای سفید و مملو از احساسات (نفرت و عشق) انجام میشود. برای پیروزی، Snake باید لباس سفید بپوشد تا با محیط استتار و سپس از پشت به The Boss نزدیک شود.
پس از تخلیه کامل سلامتی او، بازی دوباره کنترل را به دست Snake میدهد و فقط از او میخواهد که دکمه را فشار دهد و این سرباز خسته را از وظیفهاش خلاص کند.
در لحظه شلیک گلوله، تمام گلهای سفید قرمز میشوند. این اقدام خونین اما از روی شفقت، Snake را به شخصیت منفی بقیه بازیهای این مجموعه تبدیل میکند. یک عمل بهیادماندنی، جسورانه و پر از شرافت از طرف Hideo Kojima که به Metal Gear Solid 3 پایانی فوقالعاده داد.

4. تونل مایکروویو
Metal Gear Solid 4 به طور مداوم روند فرسایش ذهن و بدن Snake را به تصویر میکشد. این سرباز کهنهکار، به سرعت خشمگین، خسته و عصبی میشود و همیشه به دنبال درگیری است.
هیچکدام از صحنههایی که نشاندهنده ضعیف شدن تدریجی Snake هستند به اندازه عبور او از تونل مایکروویو برای نفوذ به هوش مصنوعی و تزریق ویروس، ناراحتکننده نیست.
حتی نحوه نمایش این صحنه هم بسیار زیبا و هوشمندانه است. صفحه به دو نیم تقسیم میشود و Snake را میبینیم که با انگیزه بالا و بدون خستگی به مسیر خود ادامه میدهد. در تصویر دیگر، همکارانش هستند که تسلیم خستگی میشوند.
این صحنه کمی طولانی به نظر میرسد، اما به خوبی حس شک و تردید را القا میکند. در نهایت، دست Snake میسوزد و شما مجبورید که دسته را به شکل دیگری نگه دارید.

5. پایان عجیب Metal Gear Solid 3
مبارزات سریع و متعدد، شاید عجیبترین پایان در میان تمام بازیهای تاریخ باشد. ابتدا، نبردی با ژنرال روسی Volgin شما را مجبور میکند که برای پیروزی دست به هر کاری بزنید، سپس فراری نفسگیر از Shagohod با دوچرخه و ماموریتی مخفیانه و غافلگیرانه با Eva که در نهایت به نبردی تن به تن ختم میشود.

6. بالا رفتن از نردبان در Metal Gear Solid 3
اکثر اوقات، بازیهای اکشن به شما فرصتی برای تفکر و سکوت نمیدهند. دلیل آن هم فلسفه ای است که در آن، بازیکنان باید دائماً با بازی در تعامل باشند.
در نسخه سوم این مجموعه، پس از کشتن The End، شما باید به مدت دو دقیقه از یک نردبان بالا بروید. اما چرا این صحنه جزو بهترین لحظات Metal Gear Solid است؟ دلیلش این است که در طول این مدت، تنها صدایی که به گوش میرسد، آهنگ آرام و غمگین Snake-Eater است.
شما این دو دقیقه را صرف فکر کردن به وضعیت ذهنی Snake و سلامت روان او میکنید.
شاید در ظاهر ساده به نظر برسد، اما پس از تمام اتفاقاتی که پشت سر گذاشتهاید، چنین لحظهای در بازی واقعاً ضروری است و بازی به بهترین نحو آن را به شما ارائه میدهد.

7. صفحه شکست “Fission Mailed”
این صحنه یکی از شاهکارهای Kojima بود؛ جایی که نقشه شیطانی گروه Patriots آشکار میشود.
Raiden و Solid Snake با هم با سربازان Tengu میجنگند و سعی میکنند ارتش آنها را شکست دهند که ناگهان اتفاق عجیبی رخ میدهد.
بازی صفحه گیم اور را به شما نشان میدهد که به جای عبارت “Mission Failed”، عبارت “Fission Mailed” روی آن نوشته شده است. ژنرال Campbell عصبانی میشود و به شما میگوید که کنسول خود را خاموش کنید و تسلیم شوید. این صحنه در واقع تلاشی از Kojima برای فریب دادن شما به همان شکلی است که Patriots شخصیت Raiden را فریب دادند.
8. بازگشت به جزیره Shadow Moses
ماموریت “The Best Is Yet To Come” با پیاده شدن Snake از هلیکوپتر در جزیره Shadow Moses آغاز میشود.
صحنه Shadow Moses با اقتدار، بزرگترین حس نوستالژی را در کل این مجموعه القا میکند.
هنگامی که وارد میشوید، اولین چیزی که توجه شما را جلب میکند، ویرانی سکوی فرود هلیکوپتر است که از طریق آن وارد شدهاید. مشخص است که این مکان در حال فروپاشی است و این موضوع شما را به یاد ژنهای تخریبکننده Snake میاندازد.
آهنگی که در لحظه ورود شما پخش میشود، دقیقاً همان آهنگی است که Metal Gear Solid با آن به پایان میرسد و تیتراژ پایانی نمایش داده میشود. دیدن چنین صحنهای برای تمام طرفداران قدیمی این مجموعه واقعاً تکاندهنده بود.

9. نبرد در کنار Snake
هدف Kojima از مجبور کردن بازیکنان به بازی در نقش Raiden در Metal Gear Solid 2 بیهوده نبود. یک مبارز افسانهای و قدرتمند، نه شخصیتی که در بازی اول با او آشنا شدیم.
در طول بازی، Raiden در لحظات کوتاهی Snake را میبیند تا اینکه در نهایت با او متحد میشود. در اینجا، ما Snake را به هیولای ترسناکی تبدیل شده میبینیم که در ادامه این مجموعه عاشقش خواهیم شد.

10. “خوبه مگه نه؟”
Solid Snake پیر که خودکشی نافرجامی را تجربه کرده است، با چهرهای آشنا روبرو میشود. پدر ژنتیکی او، Big Boss، که بسیاری فکر میکردند مدتها پیش مرده است.
چگونه میتوان برای یک مجموعه به این عظمت پایانی مناسب رقم زد؟ مجموعهای که با ژنتیک، سیاست، علم، اقتصاد و هر چیز دیگری شوخی میکند.
وقتی Big Boss آخرین سیگار خود را روشن میکند و به پسر گمشدهاش میگوید “خوبه مگه نه؟”
چه چیزی خوب است؟ حس خودت؟ گذراندن آخرین لحظات زندگی با پسرت؟ نه.
در واقع این بازیها هستند که خوب هستند. این آخرین چشمک و پوزخند Kojima در بازیای بود که شاید دیگر مشابهش ساخته نشود. پایانی بینظیر برای مجموعهای که ذهن چندین نسل از گیمرها را تحت تاثیر قرار داد.
خداحافظی با Sniper Wolf، معشوقه گرگ ها

لحظات معرفی شده در این مقاله تنها بخشی از تجربیات ناب شما در مسیر داستانی solid snake است. صحنه مرگ sniper wolf که کاراکتر otacon رابطه عمیق عاشقانه با او داشت و لحظه آخرین دیدار با پیکر بی جان این دختر تک تیرانداز را می توان شاخص ترین و تاثیرگذار ترین لحظه در کل فرنچایز متال گیر دانست.
