وحید بهرامیان، مدیرعامل ژاکت، در رویداد ویژن ۲۰۲۶ فریمورک VISION را بهعنوان چارچوبی برای بازآفرینی کسبوکار در عصر هوش مصنوعی معرفی کرد. این چارچوب روی یک مسئله مهم تمرکز دارد: وقتی تقریباً همه کسبوکارها به ابزارهای هوش مصنوعی دسترسی دارند، مزیت رقابتی واقعی از کجا ایجاد میشود؟
پاسخ VISION فقط استفاده بیشتر از AI نیست. این چارچوب پیشنهاد میکند کسبوکارها مسیر مشتری، شیوه تصمیمگیری، فرایندها و حتی مدل خلق ارزش خود را دوباره بررسی کنند.
بازآفرینی کسبوکار چه مفهمومی دارد؟
بازآفرینی با بهبود معمولی تفاوت دارد. در بهبود، تلاش میکنیم کار فعلی را سریعتر، ارزانتر یا بهتر انجام دهیم. اما در بازآفرینی، ابتدا بررسی میکنیم که آیا اصلاً باید همان کار را با همان روش قبلی ادامه دهیم یا باید مسیر خود را تغییر داده و اصلاحات مهمی را انجام دهیم.
برای مثال، استفاده از AI برای پاسخ سریعتر به درخواستهای پشتیبانی یک بهبود محسوب میشود. اما اگر کسبوکار بررسی کند مشتری امروز چه انتظاری از سرعت پاسخ دارد و چه درخواستهایی باید به کارشناس منتقل شوند، خود فرایند پشتیبانی را بازطراحی کرده است.
چرا استفاده از هوش مصنوعی بهتنهایی کافی نیست؟
دسترسی به AI بهسرعت در حال فراگیرشدن است، اما همه شرکتها نتیجه یکسانی از آن نمیگیرند. در دادههایی که در ارائه ویژن به آنها استناد شد، شرکتهایی که نتیجه بهتری از AI گرفتهاند، بیشتر از سایرین سراغ بازطراحی جریانهای کاری رفتهاند. این موضوع نشان میدهد انتخاب ابزار فقط بخشی از مسئله است و نحوه استفاده از آن در فرایندهای واقعی کسبوکار اهمیت بیشتری پیدا میکند.
پیمایش «نبض هوش مصنوعی ژاکت» نیز نشان داد استفاده از AI میان شرکتکنندگان این نظرسنجی بسیار رایج شده است. با این حال، خود این دادهها نماینده همه کسبوکارهای ایران نیستند و بیشتر رفتار بخشی از فعالان حوزه دیجیتال را نشان میدهند. به طور کلی برگزاری رویداد ویژن 2026 نمایانگر مسیر جدیدی از تاثیر هوش مصنوعی بر روی رفتار کسب و کار و تغییر دیدگاه در مسیر رشد بیزینسها است.
فریمورک VISION چیست؟
VISION از شش محور تشکیل شده است:
View، Intelligence، Systems، Iteration، Opportunity و Navigation
این محورها قرار نیست بهترتیب و فقط یکبار اجرا شوند. هرکدام بخشی از کسبوکار را بررسی میکنند و میتوانند همزمان با یکدیگر تغییر کنند.
V — View: تغییر زاویه دید
اولین قدم این است که مدیر فقط درگیر مسائل روزمره باقی نماند و تغییرات بزرگتر بازار و رفتار مشتری را هم ببیند.
برای مثال، اگر مشتریان بهجای جستوجوی سنتی بیشتر از دستیارهای هوش مصنوعی برای پیدا کردن محصول استفاده کنند، کسبوکار باید مسیر کشف و انتخاب محصول را دوباره بررسی کند. هدف View این است که تغییرات مهم قبل از آنکه دیر شود دیده شوند.
I — Intelligence: مشخصکردن نقش انسان و AI
هر تصمیمی را نباید به هوش مصنوعی واگذار کرد. برخی کارهای تکراری را میتوان با نظارت به AI سپرد، بعضی خروجیها باید قبل از استفاده توسط انسان بررسی شوند و تصمیمهای حساس همچنان به قضاوت انسانی نیاز دارند.
در این محور باید مشخص شود AI چه اختیاری دارد، چه زمانی انسان وارد فرایند میشود و در نهایت چه کسی مسئول تصمیم است.
S — Systems: قبل از واگذاری، سیستم بسازید
استفاده پراکنده کارکنان از AI بهتنهایی یک سیستم کاری ایجاد نمیکند. قبل از واگذاری کار باید مسئله، فرایند، منبع دانش، روش بررسی خروجی و فرد مسئول مشخص شوند.
وقتی این ساختار وجود داشته باشد، استفاده از هوش مصنوعی از مجموعهای از تجربههای پراکنده به یک روش کاری قابلکنترل تبدیل میشود.
I — Iteration: بازآفرینی را ادامه دهید
بازآفرینی یک پروژه یکباره نیست. کسبوکار باید در دورههای مشخص دوباره فرضهای خود را بررسی کند و بپرسد چه چیزی تغییر کرده، کدام روش دیگر جواب نمیدهد و چه چیزی باید دوباره طراحی شود.
O — Opportunity: نیازهای تازه را پیدا کنید
هوش مصنوعی فقط روش کار شرکتها را تغییر نمیدهد؛ انتظار مشتریان را هم تغییر میدهد. برای مثال، کاربری که به پاسخ فوری AI عادت کرده است، ممکن است دیگر زمان انتظار طولانی برای پشتیبانی را نپذیرد.
در چنین شرایطی فرصت واقعی فقط اضافهکردن AI نیست، بلکه طراحی خدمتی است که با انتظار جدید مشتری هماهنگ شود.
N — Navigation: در شرایط نامطمئن جهت را حفظ کنید
وقتی بازار و فناوری سریع تغییر میکنند، برنامههای قبلی همیشه قابل اتکا باقی نمیمانند. در این شرایط کسبوکار باید هدف اصلی خود را حفظ کند اما برای تغییر مسیر آماده باشد.
در VISION برای این کار پنج جزء پیشنهاد میشود: مقصد، معیار، خط قرمز، زمان بازبینی و قاعده تصمیم. این ساختار کمک میکند تیم بداند چه زمانی یک مسیر را ادامه دهد، اصلاح کند یا کنار بگذارد.
چگونه VISION را در کسبوکار اجرا کنیم؟
برای شروع میتوان فعالیتهای اصلی کسبوکار را با دو سؤال بررسی کرد:
این فعالیت چقدر برای مشتری تمایز ایجاد میکند؟
چقدر میتوان آن را با اطمینان به AI واگذار کرد؟
کارهایی که تمایز کمی دارند و بهراحتی قابل واگذاری هستند، گزینه مناسبی برای خودکارسازی محسوب میشوند. فعالیتهایی که ارزش متمایزی برای مشتری ایجاد میکنند، باید با دقت بیشتری بازطراحی شوند و معمولاً ترکیبی از AI، داده اختصاصی و قضاوت انسانی را نیاز دارند.
از استفاده از AI تا بازآفرینی واقعی
پیام اصلی فریمورک VISION این است که داشتن ابزار بیشتر، بهتنهایی مزیت رقابتی ایجاد نمیکند. ارزش واقعی زمانی شکل میگیرد که هوش مصنوعی شیوه تصمیمگیری، فرایندهای سازمان و تجربهای را که برای مشتری ساخته میشود تغییر دهد.
VISION تلاش میکند این مسیر را در شش سؤال اصلی خلاصه کند: چه تغییری را باید ببینیم، چه تصمیمی را به AI بسپاریم، چه سیستمی بسازیم، چه چیزی را دوباره آزمایش کنیم، کدام فرصت تازه را دنبال کنیم و در شرایط نامطمئن چگونه جهت خود را حفظ کنیم.