Retry
اهداف SMART

ماه گذشته چقدر بازدید از وب سایت داشته اید؟ نرخ تبدیل وب سایت شما چقدر بوده است؟ تعداد لیدهایی که نسبت به میزان بازدید ایجاد کرده اید، چقدر است؟ وب سایت شما در ماه گذشته چه تعداد فروش را تحت تأثیر قرار داده است یا به طور مستقیم منجر به فروش شده است؟ اگر درک درستی از این اعداد ندارید، نگران آن نباشید. ما قصد داریم برخی از این معیارهای اصلی را در این مقاله بیان کنیم و به شما بگوییم هدف گذاری اسمارت چیست و چگونه می توانید اهداف SMART را برای کسب و کار خود تعیین کنید.

چگونه می توان داده های وب را پیدا کرد؟

ترافیک وب سایت شما و تعداد سرنخ هایی که ایجاد کرده اید، اطلاعاتی است که شما باید بشناسید و  باید آنها را پیدا کنید. اگر مطمئن نیستید که این داده ها را از کجا باید بدست آورید، با فروشنده وب یا شخص IT یا تیم بازاریابی خود تماس بگیرید و سعی کنید به Google Analytics دسترسی پیدا کنید.

اگر گوگل آتالیتیکس را راه اندازی نکرده اید، نگران آن نباشید. روش های نصب گوگل آنالیتکس را بخوانید.

منظور از اهداف SMART چیست؟

SMART  مخفف:

specific – خاص،

measurable – قابل اندازه گیری،

attainable – قابل دستیابی،

relevant – مرتبط

و timely – محدود به زمان

است.

بیایید هر کدام را توضیح دهیم تا درک بهتری از معنی هر عنصر داشته باشیم.

اهداف SMART

Specific (خاص بودن)

این بدان معنی است که ما باید یک معیار خاص را انتخاب کنیم و روی آن تمرکز کنیم. ما همچنین باید شناسایی کنیم که چه کسی این کار را انجام خواهد داد، و برنامه عملیاتی چه خواهد بود و چگونه می خواهیم به آنجا برسیم. بنابراین، شاید ما قصد داریم بازدیدکنندگان یا مشتریان را تجزیه و تحلیل کنیم. این معیار خاصی است که می خواهیم روی آن متمرکز شویم.

Measurable (قابل اندازه گیری بودن)

برای ارزیابی پیشرفت به سوی هدفی که در نظر داریم باید بفهمیم که می خواهیم در یک بازه زمانی افزایش X٪ یا تعداد زیادی از چیزها را بدست آوریم، قابل اندازه گیری بودن هدف، ما را به دستیابی می رساند.

Attainable (قابل دستیابی بودن)

هدف باید براساس تجزیه و تحلیل های خود ما باشد نه لزوما معیارهای صنعت. اگر ماه گذشته میزان بازدید وبلاگ را 3٪ افزایش داده اید، هدف این ماه 5 تا 8 باشد، نه 20٪. این درصد قابل دستیابی نیست.

Relevant (مرتبط بودن)

هدف شما باید با اهداف کلی شرکت شما مرتبط باشد. آیا بازدید بیشتر وبلاگ و وب سایت، فروش بیشتری خواهد داشت؟ آیا پیروان توییتر فروش بیشتری خواهند داشت؟ بدیهی است که این موارد مثبت هستند، بنابراین مرتبط هستند.

Timely (محدودیت زمانی داشتن)

این مورد احتمالاً یکی از مهم ترین موارد است که به معنای مهلت تعیین شده می باشد. شما در این بازه زمانی به افزایش X٪ در معیارهای A ، B  یا C خواهید رسید. ضرب الاجل، فشار لازم را برای اطمینان از رسیدن تیم به این هدف اعمال می کند.

هدف بد چیست؟

تا اینجا عناصر اهداف اسمارت را شناختیم. حال، اهداف بد چه هستند؟ یک هذف بد یا Crappy Goal بدین معنی است:

“ما می خواهیم میزان بازدید وب سایت را افزایش دهیم.”

بنابراین ماه آینده می توانیم یکسری بازدید کننده جدید از وب سایت داشته باشیم یا می توانیم یک امتیاز دیگر کسب کنیم و به هدف خود برسیم. این هدف واضح نیست و قطعاً خاص هم نبوده، پس چگونه می توانیم این نوع هدف را برای کسب و کار خود تعیین کنیم و آن را به یک هدف اسمارت تبدیل کنیم؟

تبدیل اهداف بد به اهداف SMART

بیایید با اولین مورد خاص شروع کنیم. ما می خواهیم به جای هفته ای یک بار، دو بار در هفته در وبلاگ خود پست قرار دهیم. بنابراین ما هفته ای دو پست وبلاگ خواهیم داشت.

چگونه این مورد قابل اندازه گیری است؟ با انجام این دو پست در هفته در وبلاگ، احساس می کنیم که می توانیم بازدید وبلاگ خود را 6٪ افزایش دهیم.

این قابل دستیابی است، زیرا ما می دانیم که با شروع بلاگ نویسی در ماه گذشته، انجام یک پست وبلاگ در هفته به جای یک پست در هفته دیگر، میزان بازدید وبلاگ خود را 4 درصد افزایش دادیم. ما فکر می کنیم با دو برابر شدن تعداد پست های وبلاگ که هر هفته انجام می شود، می توانیم در این ماه میزان بازدید وبلاگ خود را 6 درصد افزایش دهیم.

آیا این هدف با اهداف کلی شرکت ارتباط دارد؟ ما احتمالاً قصد داریم آگهی ها و فرصت های فروش بیشتری تولید کنیم و در حال افزایش آگاهی از نام تجاری خود هستیم. این کار  قطعاً مرتبط با اهداف شرکت است.

حالا چگونه می توانیم آن را محدود به زمان کنیم؟ ما می گوییم که می دانیم برنامه خود را بر اساس داده های ماه گذشته تنظیم می کنیم. می گوییم تا پایان ماه آذر . روز آخر ماه آذر، ما شاهد افزایش 6 درصدی در بازدید وبلاگ هستیم.

همه این ها را در یک هدف SMART جمع می کنیم که می گوید:

در پایان ماه آذر، ما با افزایش تعداد انتشار ارسال وبلاگ خود از یک پست در هفته به دو پست در هفته، میزان بازدید وبلاگ خود را 6 درصد افزایش می دهیم.

معیارهای سطح بالا مهم هستند.

بنابراین بیایید نگاهی به برخی از معیارهای بازاریابی آنلاین که باید هوشمندانه استفاده کنیم، بیاندازیم.

بیایید با معیارهای پایه خود شروع کنیم:

  • بازدید کلی وب سایت
  • لید ها و نرخ تبدیل
  • فرصت های فروش تحت تأثیر وب سایت ما
  • فروش هایی که از طریق وب سایت ما تحت تأثیر قرار گرفته است.

خواه این بدان معنی باشد که آنها از طریق وب سایت خرید کرده اند و یا اینکه ما را به صورت آنلاین پیدا کرده اند و این همان چیزی است که گفتگو را آغاز کرده است.

بنابراین اگر به تازگی با برنامه بازاریابی آنلاین خود شروع کرده اید و خیلی اوقات روی این اعداد تمرکز نکرده اید، این یک زمان عالی برای شروع است.

معیارهایی که بیشتر اهمیت دارند

هنگامی که با برنامه خود کمی پیشرفت کردیم و شروع به دیدن پیشرفت در داده ها کردیم، می خواهیم برای تعیین اهداف SMART تقسیم برنامه خود را به برخی از معیارهای محدودتر که واقعاً بر معیارهای کلی تأثیر می گذارند، تقسیم کنیم.

بیایید با ترافیک وب سایت شروع کنیم. بنابراین هنگامی که به بازدید وب سایت نگاه می کنیم، انواع مختلفی از عناصر وجود دارد که باعث ایجاد بازدیدکنندگان جدید وب سایت می شود. مواردی از این دست را خواهیم داشت:

  • بازدید کنندگان از طریق چه منبعی و از کجا به سایت ما می آیند؟ پست الکترونیک؟ شبکه های اجتماعی؟ ترافیک مستقیم؟ جستجو کردن؟ تبلیغات پولی؟ چه منبعی بازدیدکنندگان وب سایت را هدایت می کند؟
  • آنها چقدر وقت خود را در سایت می گذرانند؟
  • نرخ پرش کاربران یا بانس ریت ( bounce rate) ما چقدر است؟ آیا آنها به محض فرود آمدن در اینجا می روند؟
  • چه تعداد بازدید از وبلاگ داشتیم؟
  • لینک های ورودی به سایت ما که به بهینه سازی موتور جستجو کمک می کند، چقدر است؟
  • برای چه تعداد نمایش کلمات کلیدی در گوگل حضور داریم؟
  • دامنه اجتماعی ما چیست، یعنی چه تعداد دنبال کننده در سیستم عامل های مختلف رسانه های اجتماعی داریم؟
  • چه مقدار از محتوای ما در آن کانال های اجتماعی به اشتراک گذاشته می شود؟
  • چند مشترک وبلاگ داریم؟
  • نرخ باز کردن ایمیل ما چقدر است؟
  • نرخ کلیک از طریق ایمیل چقدر است؟ آیا افرادی که ایمیل شما را باز می کنند و بر روی وب سایت شما کلیک می کنند و روی آن قرار می گیرند، به بخشی از ترافیک وب سایت شما تبدیل می شوند؟ تعداد آن ها چقدر است؟

این ها همه معیارهای واقعاً مهمی برای بازدید وب سایت و اینکه چه کانال هایی ممکن است به وب سایت شما چشم بیندازند هستند.

بیایید نگاهی به نرخ تبدیل بیندازیم:

نرخ تبدیل

  • calls to action یا فراخوان برای عمل چه کاری انجام می دهد؟ نرخ تبدیل CTA که مشاهده می کنیم، چند است؟
  • نرخ تبدیل صفحه فرود چقدر است؟ بنابراین چگونه صفحات فرود ما بازدید کنندگان را به لید تبدیل می کند؟
  • منبع بازدید های ما از چه طریق است؟ آیا ما از جستجوی ارگانیک بیشتر مخاطب می گیریم یا از طریق ایمیل یا کانال های اجتماعی بیشتر می شویم؟

بنابراین این ها برخی از معیارهای مربوط به تبدیل هستند. مطمئناً معیارهای بیشتری وجود دارد که می توانید برای تنطیم اهداف SMART انجام دهید.

در همه این دسته ها نظارت داشته باشید، اما این یک شروع عالی برای شروع برنامه بازاریابی آنلاین شما است.

نگاهی به فرصت های فروش بیندازید.

  • چه تعداد از سود شما در فرصت های واقعی فروش به وجود آمده است، در حالی که شما دارای یک فروش هستید.
    گفتگو کنید. آنها ممکن است خریداری کنند یا نکنند، اما شما حداقل با آنها گفتگوی خوبی دارید.
  • چه تعداد از این فرصت های فروش به مشتری تبدیل می شود؟
  • چه تعداد از لیدها به مشتری تبدیل می شود؟

این ها همه معیارهایی هستند که شما می توانید ماه به ماه آن ها را ردیابی کنید.

یکی از بزرگترین افت های هر طرح بازاریابی آنلاین، عدم شفافیت معیارها و ارقامی است که شما به دنبال آن هستید. بدون تعیین اهداف SMART برای دستیابی به سطح جدیدی از برخی معیارهای خود، هرگز به آنجا نخواهید رسید. تا زمانی که روی دستیابی به آن عدد متریک جدید متمرکز نباشید، مراحل را در جای خود قرار نمی دهید و برنامه را برای رسیدن به آنجا تحویل نمی دهید.

نتیجه

شما باید درک بهتری از چگونگی ورود اهداف SMART در برنامه بازاریابی آنلاین خود داشته باشید. هدف گذاری اسمارت برای کسب و کار شما ضروری است زیرا آن ها یک عنصر سازنده برای کل استراتژی شما هستند.

دسته بندی: استراتژی , کسب و کار

دیدگاه‌ها

Comments
امتیاز فراموش نشه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.